قدم مي زنم شهر خاموشي رو !


قدم مي زنم اين فراموشي رو !


ورق خورده دفتر چه ي كوچه ها


من و تو ، تو و من ، رسيدن به ما ...

اگه شب ، شب سرد تكراريه


هنوز عطر دستاي تو جاريه

دل بي طپش ردت و از بره


نگاه كن من و تا كجا مي بره !


بتاب از تو پلك تر پنجره !


بخون از سكوت پس حنجره !


بيا تا نلرزه قدم هاي عشق !


نذار بشكنه مرد تنهاي عشق !


ببر شب رو از شهر دلواپسي !


بگو از كدوم كوچه سر مي رسي ؟


تو پيچ كدوم واژه پيدات كنم ؟


بگو تو كدوم خواب تماشات كنم ؟